|
سوءاستفاده عاطفی؛ نابودگر روابط |
|
|
|
نویسنده دکتر محمد موحدی
|
|
۱۷ بهمن ۱۳۸۸ |
|
نویسنده: دکتر بیوک تاجری؛ رروانشناس بالینی استاد دانشگاه و عضو هیئت مدیره جمعیت بهروزان شوهر ائلناز، ائلشن، بسیار احساس مالکیت و حسادت میکند. " او میبایست بداند بیست و چهار ساعت کجا ....
هستم". ائلناز به من شکایت کرد. "او سر کار روزانه چندین بار به من زنگ میزند و اگر از پشت میزم تکان بخورم، واقعاً عصبانی شده و میخواهد محل حضور و کار مرا بداند. چند مرد خوشقیافه در ادارهام کار میکنند و ائلشن متقاعد میشود با یکی از آنها سر و سری دارم. من در مطمئن کردن وی مطلقاً موفق نیستم و مرتباً به من تهمت میزند. بدتر از همه اینکه من در خودم شک میکنم. من تصور نمیکنم کاری کرده باشم اما شاید نادانسته کاری کرده باشم". هرچند که آیدین، بابک و ائلشن آگاهی ندارند، همه از نظر عاطفی آزار میبینند و این مسأله واقعیت هزاران زن و مرد دیگر مشابه آنها میباشد. اعتمادبهنفس آنها بتدریج و بهروش معینی کاهش یافته، عزتنفسشان از هم پاشیده و ادراک آنها از خودشان تحریف میشود ( تا جایی که آنها حتی از اتفاق رخ داده آگاهی ندارند). یک فرد یا یک زوج میتواند مدتها، در زندانی از تعارض، احساس حقارت، ترس و خشم زندگی کند بدون اینکه بداند در یک رابطه توأم با سوءاستفاده عاطفی قرار دارند. ممکن است فرض کنند همه زوجین مانند آنها باهم نزاع میکنند یا همه مردان و زنان دیگر شبیه آنها رفتار میکنند. در صورتی که هردو یا یکی از زوجین از نظر روانی اختلال شدید داشته باشند اغلب، سوءاستفاده عاطفی بین زوجین انکار شده، ناچیز شمرده شده یا به عنوان تعارضهای ساده لاپوشالی گردیده و یا طغیان عشق شناخته میشود. حتی کسانی که از سوءاستفاده عاطفی شدن خود آگاهند، تمایل دارند خود را سرزنش کرده یا از رفتار نامزدشان عذرخواهی کنند. آنها کمتر آگاهند که از طریق روا دانستن ادامه این نوع رفتار مخرب، عملاً در نابودی روابطشان دخالت دارند. سوءاستفاده عاطفی یکی از عوامل اصلی برقراری روابط ناکارآمد و یکی از علل اصلی متارکه یا طلاق است.سوءاستفاده عاطفی چیست؟هنگامي كه بسياري از مردم درباره سوءاستفاده عاطفی فكر ميكنند، معمولاً تصورشان تحقير يا انتقاد کردن يكي از زوجين يا هردو از همدیگر است. اما سوءاستفاده عاطفی فراتر از آزار كلامي است و ميتواند به عنوان هر گونه رفتار غير جسماني تعريف شود كه جهت كنترل كردن، پست کردن، مرعوب کردن، مطیع کردن، تنبيه كردن يا منزوي كردن شخص ديگر از طريق استفاده از ارعاب، تحقير يا ترس صورت ميگيرد. دامنه رفتار توأم با سوءاستفاده عاطفی از بدرفتاری کلامی (کوچک شمردن، سرزنش و عیبجویی مستمر) تا تدابیر ماهرانه مانند ارعاب، دستکاری و رویگردانی از خوشیهای زندگی را در برمیگیرد. انواع متنوع سوءاستفاده عاطفی را در فصل بعد دقیقتر بررسی میکنیم اما حالا، نمونههایی از سوءاستفاده عاطفی موجود در روابط صمیمی را ذکر میکنیم:· تحقیر و پست کردن· خوار شمردن و نفی کردن· سلطهگری و کنترل کردن· قضاوت و عیبجویی کردن· متهم کردن و سرزنش کزدن· مطالبات و انتظارات مبتذل و غیر قابل دفاع· فاصله گرفتن عاطفی و سکوت کردن· منزوی کردنسوءاستفاده عاطفی همچنین میتواند اشکال زیرکانهتر رفتار را شامل شود از جمله:· خودداری از توجه کردن یا مهرورزی· نگاهها، توضیحات و رفتار حاکی از رد کردن، بیادبی، تحقیرآمیز یا خود را پست کردن· قهر و اخم کردن· فرافکنی و تهمت زدن· تهدیدهای ترک و رها کردن به طور ماهرانه (جسمانی یا عاطفی)سوءاستفاده عاطفی علاوه بر رفتارها ناشی از نگرشهای منفی نیز است. بنابراین، مجبوریم واژه نگرش را در تعریف سوءاستفاده عاطفی وارد کنیم. کسی که سوءاستفاده عاطفی شده است نبایست بههیچوجه، هیچگونه رفتار آشکاری نشان نداده و نیاز به ابراز کردن نگرش آزارگرانه دارند. نمونههایی از این رفتار عبارتند از:· باور به اینکه دیگران باید طبق گفته شما عمل کنند.· به احساس دیگران توجه نمیکند. · با احساس دیگران همنوایی نمیکند.· باور به اینکه هر کس دیگری از شما پستتر است.· باور به اینکه همیشه عالی هستید.بنابراین سوءاستفاده عاطفی هرگونه رفتار یا نگرش غیرجسمی است که به قصد کنترل، مرعوب کردن، مطیع کردن، پست کردن، تنبیه یا منزوی کردن شخص دیگر طرحریزی میشود. اما برخی اشکال رفتار جسمانی نیز وجود دارند که میتوان سوءاستفاده عاطفی دانست. این رفتارها یک نام بیشتر ندارد: خشونت نمادین. خشونت نمادین شامل رفتار تهدیدکننده از قبیل کوبیدن درها، لگد زدن به دیوار، پرتاب ظروف، اثاث خانه یا اشیا دیگر، رانندگی بیباکانه در حالیکه قربانیان سوار ماشین هستند و تخریب کردن یا تهدید به تخریب اموال ارزشمند قربانی، میباشد. حتی اشکال معتدلتر خشونت مانند مشت انداختن یا با انگشت هول دادن قربانی، ژست یا حالات چهره تهدیدکننده، عمل به قصد کشتن قربانی تهدیدهای نمادین خشونت را تداعی میکند.سوءاستفاده عاطفی چگونه اسیب میزند؟اثرات اولیه سوءاستفاده عاطفی بر قربانی عبارت است از؛ افسردگی، فقدان انگیزش، گمگشتگی، دشواری درتمرکز و تصمیمگیری، عزتنفس پایین، احساس شکست یا بیارزشی، احساس ناامیدی، خودسرزنشی و خودتخریبی.سوءاستفاده عاطفی شبیه شستشوی مغزی است که طی آن به طور سیستماتیک اعتمادبهنفس قربانی و احساس خود ارزشمندی از بین رفته و اعتماد یا اطمینان به ادراکات فردی و و خودپنداره تقلیل مییابد. چه بر اثر سرزنش و کمارزش کردن مستمر ، تحقیر کردن یا تحت لوای راهنمایی یا آموزشدهی صورت گیرد، نتایجش مشابه است. نهایتاً، کلیه حواس و ارزشهای فردی باقیمانده خود را، از دست میدهد. زوجهای بدرفتار گرایش دارند یا با عیبجویی و طرد همسرشان هیاهو بهپا کرده یا در حالت پریشانی مستمر حالات شگفتانگیزی را تجربه میکنند: آیا من به میزانی که او میگوید بد هستم یا خوشنود کردن وی ناممکن است؟ ایا باید در رابطه بمانم یا بروم؟ اگر به بیکفایتی که میگوید باشم شاید نتوانم اونو مال خودم کنم. شاید هیچکس دیگری دوباره بهم عشق نورزد. سرانجام، اگر زمان کافی طول بکشد، اغلب قربانیان سوءاستفاده عاطفی نه فقط خود را به خاطر مشکلات رابطه سرزنش میکنند بلکه باور میکنند که ناکافی، قابل تحقیر و حتی غیر جذاب هستند. سوءاستفاده عاطفی برای بسیاری از افراد دردناکترین شکل خشونت بوده و مضرترین عامل برای عزتنفس آنها است. سوءاستفاده عاطفی هسته مرکزی هویت شخص را با ایجاد کردن اثرات گناهی که ممکن است طولانیتر از آسیبهای جسمانی باشد از هممیپاشاند.همراه با سوءاستفاده عاطفی، توهینها، تذکرات مستمر، سرزنش و اتهامها بهآرامی، عزتنفس قربانی را کاهش میدهد تا اینکه توانایی قضاوت واقعگرایانه در یک موقعیت را از دست میدهد. ممکن است به این باور برسد که او کار اشتباهی میکند یا حتی از اینکه ذهن و افکارش را از دست دهد بترسد. او در این شرایط آنقدر از لحاظ عاطفی فرسوده میشود که به خاطر بدرفتاری خود را سرزنش میکند. سوءاستفاده عاطفی یک رابطه را مسموم کرده و آنرا با خصومت، اهانت و نفرت درهممیآمیزد. اهمیتی ندارد چقدر یک زوج سابقاً به همدیگر عشق میورزیدند. به محض اینکه سوءاستفاده عاطفی تبدیل به جنبه سازگاری از رابطه میشود. عشق تحتالشعاع ترس، خشم، گناه و شرم قرار میگیرد. اگر هردو زوجین یا یکی از آنها از لحاظ عاطفی مورد سوء رفتار قرار گیرند، به موازات پیشرفت زمان، رابطه به طور روز افزونی مسمومتر میشود. در این محیط آلوده رشد و حتی باقی ماندن عشق بسیار سخت است. با گذشت زمان، سوءاستفاده عاطفی باعث میشود آزارگر و قربانی هر دو، هر گونه خصوصیت ممتاز و خوب نامزدش را فراموش کند. هرچه به یک نامزد اجازه خوار شدن، سرزنش شدن یا سلطهطلبی داده شود، او کمتر به نامزدش احترام خواهد گذاشت و هرچه با یک همسر بیشتر بدرفتاری عاطفی شود، بیشتر احتمال دارد تنفر از آزارگرش را به آرامی در خود پرورش خواهد داد. بیاحترامی و بیزاری همسر بتدریج منجر به احساس سوءاستفاده عاطفی بیشتر شده و حتی حمایت نامتناسب به شکل رفتار مخرب را در پی دارد. در ادامه، خشم میتواند جزئی از وجود آزارگر و قربانی باشد و سوءاستفاده عاطفی میتواند منجر به خشونت جسمانی گردد. اگر سوءاستفاده عاطفی دو طرفه باشد، به موازات آنکه یکی از نامزدها به طور مداوم، در برابر سرزنش، حملات کلامی یا طرد از خود دفاع میکند، نیروی کافی برای ادامه وظایف روزانه را بالا برده و این مسأله موضوع بقا یا نجات رابطه میگردد. به همانصورت که عوارض سوءاستفاده عاطفی افزایش یافته، هر کدام اطمینانبهنفسشان کمتر شده، حتی بیشتر به رابطه وفادار میشوند. یک حلقه معیوب و مخرب ایجاد میشود، حتی به موازات اینکه، رابطه آزارگرانه و بدرفتارانهتر میشود به همدیگر وابستهتر میشوند. با تداوم تخریب رابطه، زوجین از آزارگری بیشتر خود دفاع میکنند. اگر گمان کنید مورد سوءاستفاده عاطفی قرار گرفتهاید، ممکن است از بدرفتاری عاطفی نامزدتان ترسیده یا تصور کنید هر دو همدیگر را مورد سوءاستفاده عاطفی قرار میدهید. این کتاب به شما کمک خواهد کرد. اگر نامطمئن هستید که آیا از لحاظ عاطفی آزار دیدهاید یا نه؟ شما اطلاعات مهمی یاد خواهید گرفت که به شما کمک خواهد کرد یکبار و برای همیشه تصمیم بگیرید. اگر از امکان بروز سوءاستفاده عاطفی میترسید، زیرساخت رفتار آزارگرانه و علل آن را یاد میگیرید. اگر فکر میکنید باهم بدرفتاری عاطفی میکنید، یاد میگیرید؛ نحوه متوقف کردن عوامل راهانداز و از بین بردن جلوههای شکست آتی را آموخته و روشهای سالمتر ارتباط با همدیگر را بسط دهیم. |