| سوءاستفاده عاطفی از جنس مخالف |
|
|
| نویسنده دکتر تاجری | ||
| ۰۷ بهمن ۱۳۸۸ | ||
|
اگر در رابطه با جنس مخالف مشکل پیدا کرده اید این مطلب را بخوانید : برخلاف بسیاری از کتابهای موجود در زمینه سوءاستفاده عاطفی، ما همسران آزارگر را هیولاهای مخرب میشناسد. قبل از همه، افراد بدرفتار اکثر اوقات نه از روی تعمد و بدخواهی، بلکه ناآگاهانه برخلاف بسیاری از کتابهای موجود در زمینه سوءاستفاده عاطفی، ما همسران آزارگر را هیولاهای مخرب نمیشناسد. قبل از همه، افراد بدرفتار اکثر اوقات نه از روی تعمد و بدخواهی، بلکه ناآگاهانه و ندانسته این کار را انجام میدهند و انگیزههای ناهشیار (دوره کودکی آزاردیده یا غفلتشده) آنها منبع آزار بوده و همزمان تحمل رفتار بدرفتارانه آنها توسط همسر آنرا تشدید میکند. من این مسأله را بهوضوح در مورد یکی از مراجعینم به نام تایماز مشاهده کردم. تایماز: شبیه مادر، شبیه فرزند " قصد من بههیچ عنوان بدرفتاری با همسرم نیست، حتی نمیدانستم این همه مدت دارم این کار را ادامه میدهم. با همسرم شبیه رفتاری که مادرم باهام داشت برخورد میکنم. هنگام تربیت کودکیم مامانم از نظر عاطفی از فرط محبت منو خفه میکرد. آنقدر بهم عشق میورزید که طاقت یک نگاه دوریمو نداشت. وقتی بزرگ شدم و بهش اصرار کردم دوست دارم با بچههای دیگه بازی کنم، ازم رنجیدهخاطر شد و گفت دیگه دوسِت ندارم هرچند که من برای میشه نمیخواستم تنهاش بذارم. 5 سالگیم بابام فوت کرد و از آن –مان، مامانم همیشه بهم میگفت من باید مرد خونه باشم. یعنی خودم باید نیازهامو برآورده کنم. وقتی تصمیم به ازدواج گرفتم به دنبال زنی کاملاً متفاوت با مادرم بودم ( منو غرق در محبت نکند، زندگی خودشو داسته و تمام وقت بهم نیاز نداشته باشد) ساناز دقیقاً چنین زنی بود، دوستان زیادی داشت و در کارهای فراوانی درگیر بود. اما کمی پس از ازدواجمان ، از ناحیه دوستانش احساس تهدید شدن کردم. شکایت میکردم، میگفتم اگر عاشق منی باید با من باشی نه با اونا. با گذشت زمان، نسبت به او احساس مالکیت بیشتری میکردم، به او اتهام بیوفایی میزدم و اگر بیرون میرفت حتی شروع به تعقیب او میکردم. درواقع، شروع به پاییدن همسرم کردم. وضعیت به همین منوال ادامه داشت تا اینکه ساناز اصرار به رفتن پیش مشاور کرد. بهاین ترتیب، من فهمیدم که شخصی آزارگر یا بدرفتار هستم و مشابه رفتاری که مادرم با من داشت با همسرم رفتار میکردم. تارکان: یافتن دلیل واقعی عصبانیت تارکان به این دلیل پیش من آمده بود که خود تشخیص داده بود، روزبهروز رفتار وی با همسرش بدرفتارانه است. با اینکه سعی در کنترل رفتارش داشت، در کنترل بهموقع موفق نمیشد. "دوست ندارم اینقدر ترلان را نکوهش کنم. از گفتههام بیزارم. نمیتونم چیزهای زشت و ترسناکی را که به او نسبت دادم باور کنم. با اینکه همیشه از دستش احساس عصبانیت میکنم هیچوقت علت آنرا نفهمیدم". تارکان همواره تکرار میکرد از دست ترلان خیلی عصبانی است چونکه شغلی پیدا نمیکند و او بهتنهایی مجبور به اداره زندگی است. ترلان به کنترل تولد اعتقادی ندارد و فرزند زیادی به دنیا آورده است. در واقع، بااینکه فشارهای مالی عامل تعیینکنندهای است ولی تحقیر و توبیخ ترلان را تبیین نمیکند. در ادامه، همزمان با تخلیه هیجانی و آرام شدن هردو ما افسوس بیشتری میخوریم. خانواده تارکان موقع کودکی وی بسیار فقیر بودند. پدرش در شهری بسیار دور کار میکرد و آخر هر ماه به خانه پول میفرستاد. مادرش زن ولخرجی بود و تقریباً کل پول را در هفته اول، صرف خوشگذرانیهایی مانند خرید شکلات و خوراکیهای گرانقیمت یا تهیه مواد برای مهمانیهای دوستانش میکرد. تا پایان ماه همیشه سیبزمینی میخوردند و گاهی اوقات چیزی برای خوردن نداشتند و حتی چندین روز گرسنه میماندند. در طول جلسات درمانی، تارکان درباره مادرش صحبت کرد وی روی به من کرده و گفت "تو فکر میکنی چرا من اینقدر به همسرم احساس خشم دارم؟ آیا واقعاً از مادرم عصبیام؟ در واقع، آنچه که من بهش فکر میکردم. تارکان و من باهم کار کردیم تا به آزاد کردن خشم نهفتهای که نسبت به مادرش دارد اقدام کند. در حقیقت، نقطه کاملاً مشترک افرادی که در رابطه پیشینشان مورد بدرفتاری قرار گرفتهاند این نکته است که آنها در تلاش برای پیشگیری از قربانی شدن، خود بدرفتاری میکنند. سِودا : تغییر و تحول اساسی سودا در دوره کودکی و دو ازدواج نخستش مورد آزار عاطفی قرار گرفته است. شوهر دوم وی آنقدر بدرفتاری میکرد که مجبور به خودکشی شد و این مسأله او را به مشاوره سوق داد. حدود دو سال من و سودا بر ترمیم آسیبهایی کار کردیم که شوهرش به وی وارد کرده بود و نیز مشکلاتی که از سلطهگری و انتقاد مستمر پدرش ریشه میگرفت. او تلاش کرد خشم سرکوبشدهای را که در خود ریخته بود آزاد کرده و جرأتمندی بیشتری کسب کند. سودا هنگامی که با مرد دیگری تصمیم به ازدواج گرفت درمان را پایان داد، مردی که از الگوی معمولی مورد انتظار وی بسیار متفاوت بود. "مرد بسیار بصیری است. او بجای دستور دادن به من اجازه تصمیمگیری میدهد. هرگز مرا تحقیر نمیکند و فکر میکند من و زندگیم شگفتانگیز است. حتی با اینکه من احساس کردم سودا نابهنگام و زودتر از زمان مورد انتظار درمان را ترک کرد، در واقع، چیزهای ظاهراً خوبی یاد گرفت. دو ماه بعد دعوتنامه عروسیشان را دریافت کردم. اوضاع به نظر عالی میرسید و من امیدوار بودم او با مردی ازدواج میکند که شایسته او باشد. تنها چهار ماه بعد به من زنگ زد. او در حال گریه بود. شوهرش او را تهدید به ترک میکرد و میخواست بداند آیا امکان حضور آندو در جلسات زوجدرمانی وجود دارد. آلتای (شوهرش) توضیح داد که سودا را دوست دارد اما به راحتی نمیتواند طرز رفتار سودا را تحمل کند. "او مثل یک کودک بهم دستور میده و اصرار به ادامه رفتارش داره. من آدم آسانگیریام و مجبور نیستم همیشه به یک روال رفتارکنم. میدانم مردان دیگر در زندگیش باهاش بدرفتاری کردهاند ولی من شبیه اونا نیستم. من با او محترمانه رفتار میکنم و از او این انتظار رو دارم. بیشازاین، نمیتوانم توضیحات تحقیرآمیز اونو تحمل کنم".سودا پذیرفت که اغلب از آلتای انتقاد میکند، اما او آگاه نبود که او در حال آزار عاطفی اوست. " من حدس زدم تمایل به آسانگیری آلتای از روی ضعف بوده و اشتباه است و به من این احساسو میداد که از بدرفتاری با وی اجتناب کنم. خدای من، من مثل پدرم رفتار میکنم و انگاری چند تا شوهر دارم". زنان و مردان شبیه سِودا در تلاش برای کسب تعادل رفتاری در زندگیشان، اغلب از یک قطب به قطب دیگر (از قربانی به آزارگری) میروند. در حالیکه بسیاری از آنها توانایی کافی مخالفت کردن با همسر آزارگر را دارند، اغلب به منظور تضمین عدم بدرفتاری در زندگی آتی، فردی فاقد جرأت یا منفعل را انتخاب میکنند. خوشبختانه، با چندین ماه زوجدرمانی، سودا و آلتای قادر به دگرگونسازی رابطهشان شدند. سودا یاد گرفت نیاز به کنترل و تسلط کردن را با ملاحظه نیازهای آلتای متعادل سازد و آلتای یاد گرفت بدون آزار دادن وی، با سودا جرأتمندانه رفتار مند. بهجای سرزنش و شرمساری از آزار همدیگر، من باورم بر این بود که قبول مسوولیت و تلاش برای تغییر رفتارشان مهمتر است. این مسأله مستلزم کشف اثرات دوران کودکی بر رفتار فعلی، رهاسازی هیجانات سرکوبشده یا فروخورده نسبت به "آزارگران آغازین" و آموزش راهبردهای برخورد با خشم و استرس به شیوههای سازنده است.
|
||
| <قبل | بعد> |
|---|
مشاوره تخصصی شبانه روزی در جمعیت بهروزان 88798485-88798486 2-مرکزدرمان سرپایی اعتیاد بهروزان: 55363444-55363543 3-مرکزدرمان سرپایی اعتیاد پاسارگاد:88467300-88468299 |
| امروز | 46 |
| دیروز | 70 |
| هفته | 291 |
| ماه | 1123 |
| کل بازدید ها | 24747 |