برترین NGO مبارزه با اعتیاد

صفحه اصلیمقالات حوزه اعتیادرابطه طلاق و عزت نفس(1)

رابطه طلاق و عزت نفس(1)

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

آمارها نشان می‌دهد تنها 12 درصد از زوج‌ها پس از طلاق رابطه‌ای مسالمت‌آمیز و بدون درگیری با یكدیگر دارند و می‌توانند برای تأمین خواسته فرزندشان یا ایجاد آرامش برای وی رابطه‌ای نسبتاً آرام و دوستانه داشته باشند، اما 50 درصد از زوج‌ها پس از طلاق با یكدیگر رفتاری تندتر دارند و مشاجرات و درگیری‌های آنها با شدت بیشتر و اغلب در حضور فرزندان صورت می‌گیرد...

رابطه طلاق و عزت نفس(1)  معمولاً بیشتر ازدواج ها بر پایه عشق و علاقه صورت می گیرد، اما همیشه آینده مطابق با آن چه فکر می کنیم پیش نمی رود و گاهی در زندگی مشترک اتفاقاتی رخ می دهد که باعث می شود به ناگاه تمام تصورات ما فرو بریزد. در این شرایط اگر دو طرف نتوانند بنا به شرایطی که وجوددارد از هم جدا شوند به ناچار مجبور خواهند شد با سخت ترین شرایط تا پایان عمر، زندگی خود را با طلاق عاطفی سپری کنند.طلاق مانند هر پدیده نامطلوب اجتماعی دیگر مولود عوامل متعددی است که بعضی از آن میان ، به ریشه های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، محیط و برخی به صورت بنیادهای شخصی اعم از نارساییهای بیولوژیکی و اختلالات روانی جلوه گرند.    آمارها نشان می‌دهد تنها 12 درصد از زوج‌ها پس از طلاق رابطه‌ای مسالمت‌آمیز و بدون درگیری با یكدیگر دارند و می‌توانند برای تأمین خواسته فرزندشان یا ایجاد آرامش برای وی رابطه‌ای نسبتاً آرام و دوستانه داشته باشند، اما 50 درصد از زوج‌ها پس از طلاق با یكدیگر رفتاری تندتر دارند و مشاجرات و درگیری‌های آنها با شدت بیشتر و اغلب در حضور فرزندان صورت می‌گیرد.   تحقیقات(1995) نشان میدهد که پیامدهای اقتصادی طلاق برای زنان بیشتر از مردان است.برای مثال بیانچی و همکاران وی با استفاده از زوج های همتا دریافتند که سطح زندگی مادران حضانتی پس از جدایی 36% کاهش یافته است در حالی که پدران غیر حضانتی 28% افزایش نشان داده اند.   کیتسون (1992) گزارش داد که سیاه پوستان بهتر از سفید پوستان با طلاق سازگار می شوند. در مقابل نف و اشلوتر (1993) دریافتند که اختلافات جزئی در افسردگی میان افراد مطلقه و متأهل برای سیاهان،مکزیکی ها،آمریکایی ها و سفیدها یکسان بو ده است.    مرکزآمار ملی مالزی نیز اعلام کرد میزان طلاق و جدایی همسران در این کشور افزایش قابل توجهی یافته است.به گزارش فارس بر اساس بیانیه آمار ملی مالزی بررسیهای آماری نشان میدهد در سال 2004 میلادی 16هزار و 510 زوج مسلمان و 3هزارو 291 زوج غیر مسلمان تبعه این کشور از هم جدا شده اند که این رقم در سال 2000 میلادی به ترتیب 13هزار زوج بوده است.مرکز ملی مالزی همچنین اعلام کرد علت افزایش طلاقها ناسازگاری،بی بندوباری اخلاقی و خیانت، مشکلات مالی،اعتیاد به مواد مخدر و الکل، قمار، بدرفتاری، دخالت خویشاوندان و اجازه ندادن همسر برای ازدواج دوم مردان بوده است. انواع طلاق  محققی به نام بوآن (1992) در پژوهش خود اظهار می دارد وقتی ازدواج ازهم می پاشد در اثر آن چندین نوع طلاق ایجاد می شود:1-    طلاق عاطفی:زمانی رخ می دهدکه ازدواج دستخوش تباهی می شود اما ممکن است تا بعد از حکم طلاق ادامه یابد.2-    طلاق قانونی3-    طلاق اقتصادی:که در رابطه با پول و توافق های مالی (مانند مهریه) است.4-    طلاق هم والدی:که در ارتباط با نگهداری و سرپرستی از فرزند،یا حق ملاقات با فرزندان است.5-    طلاق اجتماعی:که در زمینه تغییر روابط با جمع دوستان همسر رخ می دهد.6-    طلاق روانی:که در حضور مسائل مربوط به بازیابی خود پیروی فردی و مشکلات مربوط به فکر کردن بر اساس ضمیر (من) و نه( ما) است.  چندین مطالعه نیز به تأثیرات مثبت طلاق بر بچه ها اشاره می کند:به عنوان مثال در یک مطالع کیفی که توسط آردیتی (1999) انجام شد،  بسیاری از بچه های طلاق،به خصوص دختران از پیشرفت خود به ویژه در روابط با مادران حضانتی گزارش داده اند.همچنین مشخص شده که طلاق والدینی که دائماً در تعارض و درگیری بوده اند، موجب عملکرد بهتر بچه ها شده است.  داشلمان (1998) و آماتو (1994) در مطالعات انجام شده در 17کشور و از جمله هند به این نتیجه رسیدند که طلاق به طور بالقوه در زندگی افراد با ملیت یا فرهنگ های مختلف استرس ایجاد م بنابر مطالعات انجام شده اکثریت پژوهشگران ایرانی بچه ها پس از جدایی دچار  ناراحتی و نگرانیهای گوناگون میشوند.در سال اول جدایی احساس خشم، ترس، افسردگی و...در بچه ها ظاهر می شود که در سال دوم رو به کاهش می گزارد با وجود این برای درک بیشتر اثرات مختلف طلاق روی پسرها ودخترها در سنین مختلف باید به مطالعه پرداخت.   سارا مك لین، پژوهشگر آمریكایی در این مورد میگوید: علت مشكلات روحی فرزندان طلاق، جدایی والدین یا زندگی كردن آنها با یكی از والدین نیست، بلكه تشنجها و درگیریهای خانوادگی و اختلافات والدین پیش از جدا شدن، باعث بر هم خوردن آرامش ذهنی آنها میشود و به دنبال خود معضلات رفتاری را به همراه میآورد.   آمار نشان می دهد 70% از کل طلاق های صورت گرفته در ایالات متحده آمریکا مربوط به زوج هایی بوده که با یک مشاوره کوتاه و حتی با تفکر و همدلی بیشتر قادر به ادامه زندگی بوده اند،بدون تردید این شرایط برای فرزندان مناسبتر است.   مگی گالاگر، در صفحه 103 كتاب "برافكندن ازدواج"  می‌گوید: طلاق باعث تشدید درگیری‌های والدین و مشاجرات آنها می‌شود و آسیب‌های وارد شده به فرزندان را افزایش می‌دهد. آمار نشان می‌دهد دو سوم از زوج‌ها حتی پس از 5 سال از تاریخ جدایی خود نسبت به یكدیگر احساس عصبانیت و خشونت می‌كنند و به دنبال راهی هستند تا این كاستی‌های روحی و روانی را جبران كنند .   پل آماتو، استاد جامعهشناسی در دانشگاه نبراسكا و آلنبوث، استاد دانشگاه پنسیلوانیا تحقیق همه جانبهای انجام داده و اعلام كردند واقعیت این است كه بسیاری از خانوادهها بدون اینكه درگیریهای شدید یا اختلافات عمیق داشته باشند از هم پاشیده می شوند.   جوزف هوپر، پژوهشگر مسائل خانواده می‌گوید: زمانی بقای یك زندگی خانوادگی برای كودك مفید است كه درگیری‌ها و مشكلات اعتقادی  و سلیقه‌ای والدین محسوس نباشد، زیرا در غیر این صورت دوام یك زندگی نه تنها به سود كودك نیست بلكه باعث تشدید تشویش‌های ذهنی و مشكلات روحی او می‌شود .   روزالیند بارنت، پژوهشگر استرالیایی می‌گوید: فرزندان خانواده‌های پرتنش، مشكلات رفتاری بیشتری نسبت به فرزندان طلاق دارند، بنابراین اگر والدین به جای تلاش برای تداوم یك رابطه پر از درگیری و مشاجره اقدام به جدایی كنند و پس از جدایی یك رابطه سالم و مسالمت‌آمیز با همسر سابق خود كه پدر یا مادر فرزندشان است برقرار سازند، خواهند توانست به سلامت روان فرزندشان كمك كنند و باعث ارتقای شخصیت او شوند.    وی افزود: در بسیاری از موارد، طلاق باعث رها شدن زنان از تنش و افسردگی می‌شود. مادران سالم‌تر و شاداب‌تر می‌توانند فرزندانی آرام‌تر و فعال‌تر تربیت كنند و موجب تقویت اعتماد به نفس آنها شوند. گاهي به آمار طلاق در ايراندر سال 1365 در برابر هر 340 هزار و 342 ازدواج،‌35 هزار و 211 طلاق در كشور ثبت شده است. اين آمار در سال 1375 به 479هزار و 263 ازدواج در برابر 37 هزار و 817 طلاق و در سال 1381 به 650هزار و 960 ازدواج در برابر 67هزار و 256 طلاق مي‌رسد. اگر چه آمارهاي مربوط به طلاق به دلايل مختلف از جمله ثبت نشدن در دفاتر، جاري كردن صيغه شرعي طلاق بدون درج محضري آن و...با كم شماري مواجه مي‌شوند و چندان قابل استناد نيستند، ولي بررسي همين آمار و محاسبه شاخص‌هايي چون نسبت طلاق به ازدواج و يا نسبت طلاق به كل جمعيت نشان دهنده آن است كه اين آمار طي سال‌هاي مختلف با نوساناتي روبه‌رو بوده است. بررسي رقم مطلق طلاق طي سال‌هاي 1365 تا 1381 نشان دهنده افزايش آمار طلاق طي سال‌هاي مورد بررسي است اما محاسبه شاخص‌هاي آماري نشان مي‌دهد در سال 1365 شاخص طلاق با افزايش روبه‌روست سپس طي سال‌هاي 1370 تا 1377 به‌تدريج كاهش مي‌يابد و از سال 1379 تا 1381 اين آمار مجدداً افزايش مي‌يابد. اين امر، گوياي آن است كه اگرچه به گفته جمعيت‌شناسان افزايش طلاق با افزايش ازدواج رابطه‌اي مستقيم دارد، ولي به صورت غير‌مستقيم نوسانات شاخص‌هاي طلاق تحت تأثير عوامل اقتصادي و اجتماعي و همچنين مسايل حقوقي است، چنانكه وضع قوانين و مقررات مي‌تواند با تسهيل روند طلاق آن را به ميزان طبيعي خود نزديك كرده و فضايي ايجاد كند كه بسياري از زوج‌هايي كه در عمل، زندگي زناشويي آنان به بن‌بست رسيده است و به دليل مسايل حقوقي قادر به جدايي نيستند، اين مرحله را پشت سر‌بگذارند و يا با ايجاد موانع حقوقي و قانوني آمار طلاق را كاهش دهد.در محاسبه تحولاتي كه در ارتباط با شاخص‌هايي مثل طلاق و ازدواج اتفاق مي‌افتد، مبنا مي‌تواند رقم "مطلق" باشد؛ يعني تعداد طلاقي كه ممكن است با توجه به رشد جمعيت افزايش يابد، اما مبناي محاسبه فقط تعداد طلاق‌هاي واقع شده است. اما براي محاسبه دقيق‌تر، "ميزان" طلاق را محاسبه مي‌كنند كه براساس آن تعداد طلاق را بر كل جمعيت تقسيم كنند. ميزان طلاق براي مقايسه نسبت به تعداد طلاق  شاخص دقيق‌تري است چون ممكن است تعداد طلاق افزايش يابد ولي با توجه به مخرج كسر كه كل جمعيت است، ميزان طلاق كاهش يابد.  شاخص مهم ديگري را كه براي بررسي طلاق محاسبه مي‌شود ،"نسبت" طلاق به ازدواج مي‌داند و مي‌افزايد: اين شاخص نشان مي‌دهد كه طلاق در مقايسه با ازدواج چه تغييراتي كرده است. براساس اين شاخص تعداد طلاق را محاسبه و تقسيم بر ازدواج مي‌كنند و آنگاه آن را در 100 ضرب مي‌كنند و به عنوان مثال مي‌گويند كه در مقابل هر 100 ازدواج 10 طلاق اتفاق افتاده است. وي به مقايسه طلاق بين كشورها اشاره مي‌كند و مي‌گويد: شاخص نسبت طلاق به ازدواج در اين مقايسه خيلي به‌كار گرفته مي‌شود. در اين زمينه كشورهايي هستند كه ميزان طلاق در آنها خيلي بالاست و نسبت طلاق به ازدواج در آنها 50 درصد است.با اينكه ميزان طلاق در ايران روندي رو به افزايش داشته است -‌ به‌خصوص تعداد طلاق - اما تعداد طلاق با توجه به رشد جمعيت زياد شده ولي شتاب تعداد طلاق به اندازه تعداد نبوده است. هنگامي كه ما شتاب تعداد طلاق را مي‌گيريم شاهد نوساناتي طي سال‌هاي مختلف هستيم كه اين مقدار گاهي كم و گاهي زياد شده است. از سوي ديگر دكتر شهلا كاظمي‌پور جامعه‌شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران نيز با اشاره به نرخ رشد طلاق و ازدواج مي‌گويد: در حال حاضر طلاق 2برابر و ازدواج 5/1 برابر شده است. بنابراين مشاهده مي‌كنيم كه رشد طلاق بيشتر از رشد ازدواج است. اگر بخواهيم ازدواج را به صورت شاخص درآوريم ميزان دقيق ازدواج‌هاي واقع شده در يك سال را به جمعيت در معرض ازدواج يعني جمعيت ازدواج نكرده واقع در سن ازدواج تقسيم مي‌كنيم. براي تعيين شاخص طلاق نيز تعداد طلاق‌هاي واقع شده در يك سال را به تعداد افراد ازدواج كرده، تقسيم مي‌كنيم. دكتر حبيب‌الله زنجاني جمعيت‌شناس و استاد دانشگاه در زمينه رابطه بين تعداد ازدواج‌ها و تعداد طلاق‌ها در جامعه مي‌گويد: علي‌الاصول با افزايش تعداد ازدواج‌ها كه تعداد افراد ازدواج كرده در كل كشور را بالا مي‌برد، بر تعداد طلاق‌ها نيز افزوده مي‌شود. اگر ميزان طلاق نيز ثابت بماند بر تعداد طلاق‌ها افزوده مي‌شود زيرا جمعيت در معرض آن واقعه يعني جمعيت ازدواج كرده جامعه افزايش يافته است. بي‌ترديد تعداد طلاق‌ها نه تنها در رابطه با تعداد افراد ازدواج كرده قرار دارد، بلكه با عوامل اقتصادي و اجتماعي، هنجارها و نگرش‌هاي زوجين به زندگي و استحكام خانواده نيز در رابطه است و آسيب‌هاي اجتماعي نظير اعتياد، كجروي‌ها و كج‌رفتاري‌ها نيز آن را تشديد مي‌كند. دكتر ميرزايي به مقايسه دو شاخص طلاق نسبت به ازدواج و طلاق نسبت به كل جمعيت مي‌پردازد: در شاخص طلاق نسبت به كل جمعيت، به اين دليل كه كل جمعيت بسيار بيشتر از ازدواج‌هاي انجام نشده است مخرج كسر بزرگ و در نتيجه كل كسر كوچك مي‌شود. اين جمعيت‌شناس تصريح مي‌كند: اگر مي‌خواهيم طلاق را ميان كشورها مقايسه كنيم نمي‌توانيم براي يك كشور طلاق را تقسيم بر كل جمعيت كنيم و براي كشور ديگر تقسيم بر تعداد ازدواج‌هاي صورت گرفته. بنابراين بايد تصميم بگيريم كدام شاخص را مي‌خواهيم به كار بريم، ولي استفاده از هر دو شاخص در جمعيت‌شناسي مرسوم و صحيح است.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی


درمان VIP اعتیاد با استفاده از جدیدترین روش های طب جایگزین(گروه پزشکی دکتر موحدی و همکاران09124867833)

آمار بازدیدهای سایت

امروز82
دیروز85
این هفته298
این ماه2332
همه بازدیدها78076

مشاوره تخصصی شبانه روزی در جمعیت بهروزان
 دکتر محمد موحدی پزشک درمانگر اعتیاد   
09125012737

            ساعات مشاوره:9 صبح لغایت 11 شب

(در صورت نیاز به مشاوره های اورژانس لطفا درخواست خود را بصورت پیام کوتاه به شماره تلفن یاد شده ارسال فرمایید)

شماره تلفن های مراکز درمان اعتیاد در جمعیت بهروزان:

2-مرکزدرمان سرپایی اعتیاد بهروزان:
55363444-55363543
3-مرکزدرمان سرپایی اعتیاد پاسارگاد:
88467300-88468299

 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به جمعیت مبارزه با اعتیاد بهروزان می باشد.